کشکول
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
ماجرا ی نامزد بازیه من: اول از همه باید بگم که من اصلا اهل سیاست و اینجور حرفا نیستم و ترجیح میدم که خودمو قاطیه این مسائل نکنم و چن وقتیم هست که اگه برنامه ای باشه من برا رای نمیرم .برا این دوره هم باید بگم چون قصد رای دادن نداشتم ازین نامزدای انتخاباتی کسی مد نظرم نبود ولی ازونجایی که همیشه اونجوری که میخوایم روزگار پیش نمیره یه روز جلو تلویزیون نشسته بودم ولی ازونجایی که عشقش یه شبه اومده بود تو دلم و منم حزب با د یه روز تو یکی ازین خیابونا (بهتره اسم نبرم) داشتم میرفتم من فرزند کوچک ایران هستم من امده ام که ایرانی اباد و .... من امده ام که موضوع اشتغال جوانان را .... من ..... (اینارو با اهنگ ترانه من امده ام گوگوش بخونین) رسیدم خونه هنوز شوهری نیومده بود رفتم رو تخت و فیگور خواب میگرفتم که شوهری اومد منم مثل همیشه برا سلام و چاق سلامتی پریدم جلو ولی ایکاش اصلا شوهری بیرون نمیرفت و ایکاش اصلا من بیرون نمیرفتم چرا؟؟؟ اخه پاش به بیرون رسیده بود یا نه یه گوله اتیش برگشت خونه منم ناراحت و پشیمون از کارم رفتم که بخوابم ولی خوابم نمیبرد همش میگفتم جیری اصلا تو رو چه به سیاست دختر بشین سر کارات نونت نبود ابت نبود نامزد بازیت چی بود حالا خوبه شوهری باهات قهره؟ چرا عاقل کند کاری که باز ارد پشیمانی الانیم سخت از کارم پشیمونم ساعته ۳ من هنوز بیدار اصلا چرا شوهری اینقد به انتخابای من گیر میده ها؟ ها؟ حالا که اینجوریه ایشالله نامزد من انتخاب شه تا اون این دفعه مثل اسپند روی اتیش بشه( اوه اوه چقد خشن) پ ن:شهادت مظلومانه ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (س)بر همگان تسلیت باد.

. ولی تا اینو به شوهری گفتم پوزخندی زدو گفت هه اونو میگی؟ شیر بی دندون. از تو بیشتر ازین انتظار نداشتم منو دیدین شدم عین اسپند رو اتیش حسابی سوختم
ولی چیزی هم نداشتم به شوهری بگم فقط اونشب بهم قول دادیم به انتخاب همدیگه احترام بذاریم و به نامزدای همدیگه توهین نکنیم.
که به ترافیک خوردم منتظر بودم که ماشینا همینطوری کند پیش برن که یه عده جوون همسن سال خودمو دیدم از دخترو پسر که سبز پوشیدن یه سری عکسای تبلیغاتی و بروشور و ... دستشون.از روبانای سبز رنگم گلایی درست کرده بودن که میدادن به راننده ها. منم که ازین یکدستی خوشم اومده بود و حسابی جو گیر شده بودم ازشون خواستم چنتا ازین عکسا هم به من بدن و برا اینکه بهشون ثابت کنم منم با اونام ازون پاپیونای سبزو شال گردنا و مچ بنداشونم گرفتم به خودمو ماشین اویزون کردم(البته قابل ذکر که دختر دستشو برد جلو پسره اون نوارو دور مچش بست ولی از جاییکه من ازین کارای بی ناموسی بدم میاد خودم زحمت بستنشو متحمل شدم) و خرسند ازین همه کار مثبت راهیه خونه شدم
و تا خونه هم داشتم از رو برنامه های این نامزد جدید میخوندمو حفظ میکردم
تا جلو شوهری حرفی برا گفتن داشته باشم و کم نیارم.

.شوهری خندیدو گفت زیارت قبول کجا بودی؟ گفتم چطور؟ به دستم اشاره کرد منم خندیدم و گفتم هیج جا .سوغات نامزد جدیده.گفتم تا بری یکسری خرید انجام بدی منم دو تا چایی میریزم میشینم برات تعریف میکنم.![]()


اگه کارد بهش میزدی خونش در نمیومد اول که منو کلی برا ماشین دعوام کردکه این بچه بازیا چیه؟
بعدشم باز گفت اه اه بیشتر از این از تو انتظار نمیره .

![]()


![]()
| Design By : Night Skin |


