تبليغاتX
کشکول - اموخته ام که ....


کشکول

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود



 

آموخته ام که خدایی دارم که به جای اینکه کوله بار مشکلات را بر دوش بکشم می توانم آنها را در دامن خدایم بریزم .
آموخته ام که زندگی زیباست و این چشم های من است که گاهی آن را زشت می بیند .
آموخته ام که من نمی توانم انسان ها را تغییر دهم اما می توانم نگرش خود را بهبود بخشم .
آموخته ام که مردم آزادند تا در مورد ما هر گونه که می خواهند فکر کنند اما این بدان معنا نیست که هر طور که آنان فکر کنند ما هم همان طور باشیم .
آموخته ام که نفرت هیچ گاه نفرت را از بین نمی برد بلکه این محبت است که دشمن نفرت است .

آموخته ام:
با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند.
از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .
تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.

 آموخته ام که ...
آموخته ام که ...
آموخته ام که آموخته هایم اندک است ...

پ ن:مخرب ترین چیز تو زندگی ادما اینه که اونی نباشن که نشون میدن و همیشه خودشونو پشت یه جلد و نقاب دروغی پنهان کنند.

 

بدترین های من:

ا:ندیدن درویش عزیزم و ناراحتی اون

۲:بستری شدن چند روزم تو سی سی یو و دعوا کردن من توسط نیلو جون (پزشکم)تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

۳:رنجوندن یه نفر به طور خیلی اتفاقی(ایشالله خدا منو ببخشه)

۴: پا تو کفش درویش کردنو  و اینکه درویش منو باز دعوا کردتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com 

۵:پا گشا کردن امیر و راحله و دعوتشون برا شام تو طلاییه مجبوری طوری که دوست داشتم ازون بالا خودمو پرت کنم پایین

بهترین های من:

۱:خوب شدن نسبی من طوری که میتونم کارامو انجام بدم

۲:عوض کردن مسیر زندگی یه نفر  اونم به صورت خیلی اتفاقی

۳:دیدن درویش و کفشدوزک عزیز تو نمایشگاه کتاب (هنوز قراره اتفاق بیفته)

۴:روز پرستار و کلی اس ام اس های عشقولانه و کادو اینا

۵:تولد شوهری یه جشن دو نفره یه شام خوشمزه تو یه فضای عشقولانه کلیم شادی و رقص Happy Danceاین شوهریه داره میرقصه و اونم من

۶:کادو گرفتن کتاب راز و دولت عشق از پزشکم و کلی کیفور شدن با خوندنشون

بهترین بهترین بهترین های من:Jazz Saxophone

اینکه منو شوهری تصمیم گرفتیم یه کوچولو رو برا فرزند خواندگی قبول کنیم فک میکنم بهتر ازین دیگه نمیشه.

 

با جمع و تفریق کردن روزای خوب و بدم به این نتیجه رسیدم که زیادی تو فاز خوشیم

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 3:36 توسط جیرجیرک| |


Design By : Night Skin