تبليغاتX
کشکول - خدایی که پشیمان شد...


کشکول

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود



"و خداوند دید که شرارت انسان در زمین بسیار است و هر تصور از خیال های دل وی دائما محض شرارت است و خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین  ساخته  بود و در دل خود محزون گشت. و خداوند گفت انسان را که آفریده ام از روی زمین محو سازم انسان و بهایم و حشرات و پرندگان هوا را چونکه متاسف شدم از ساختن ایشان"

متون آیات ۵ و ۶ و ۷ باب ششم .

خدا هم پشیمان میشود؟

وفتی این متن را خواندم سراسر وجودم لرزید. با خودم گفتم اگر من یک مسیحی زاده بودم اگر وقتی نوزاد بودم من هم غسل تعمید داده میشدم و رسما یک مسیحی میشدم هیچ وقت  این جمله "و خداوند هم پشیمان شد" تااین حد برایم جدید و عجیب نبود. خدایی که پشیمان میشود.!!

با این وجود شاید وقتی آیات قرآن را میخواندم با تمامی کلماتش غریب میشدم و تک تک جملات برایم علامت سوالی میشد و راحتتر شک میکردم. شکی که راحتتر من را از خدا دور میکرد بدون واهمه بدون اضطراب بدون دلتنگی برای عقاید کودکی و نوجوانی فراموش شده ام. بدون ترس از غضب پیامبرم بدون ترس از قهر بانوی دینم اگر دینی باشد.بدون ترس از تاسف ولی دینم.

ولی من یک مسلمان زاده ام اما هیچ وقت به یاد ندارم آیه ای را خوانده باشم بدون این که حتی یک لحظه به آن فکر کرده باشم.

من میترسم از امامی که میاید اگر واقعا امامی باشد.

===============================================

بهترین های من:

-کم شدن سردرد های شبانه.

وقوع یک اتفاق جدید .

 باز شدن گل شمعدونی اتاقم.

بدترینهای من:

مرگ پدر یکی از همکلاسیهام.

بستری شدن جیری.

احساس تنفر شدید نسبت به همه:

جیری برای طلب کار بودنش   .

دونات برای اینکه پیشش احساس بچگی میکنم. .

سلطان چون بدم میاد دیگه.

بهنازبرای لاغر و خوش لباس بودن نسبی اش..

سمیه برای نمره های خوبش .

و احسان برای همه چیز

کلا بد بود خیلی بد.

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:0 توسط درویش کوله به دوش| |


Design By : Night Skin